کاش باز آیی

مثل باران بی ریا و ساده ای
چون دعا،مهمان هر سجاده ای

باز هم می آیی از یک راه دور
شهر را پر می کنی از عطر و نور

سبز می رویی میان قلب ها
عطر گل ها را تو می بخشی به ما

چشم خواب آلوده را تر می کنی
غصه ها را زود پرپر می کنی

می شوی هم صحبت پروانه ها
می نشانی عشق را در خانه ها

با تهی دستان محبت می کنی
شادمانی را تو قسمت می کنی

پیشوازت ماه می آید ز اوج
نور می ریزد به پایت موج موج

انتظارت همدم دیرین ماست
حرف هایت صحبت شیرین ماست

زودتر ای کاش بازآیی ز راه
گل کنی چون ماه در باغ نگاه.     

📚 کوی یار،ص124