نقل تشرف از شیخ علی یزدی حائری(ره)

شیخ علی یزدی حائری(ره) می گوید:
از جمله کسانی که توفیق تشرّف داشتند ،این نگارنده است که در سفرم از اقامتگاه کربلا به سوی نجف در سال 1305 ق اتّفاق افتاد.در بهار این سال،جمع کثیری،از کربلا به قصد زیارت خارج شدند.

عمویمان،مرد با تقوای صالح حاج عبدالحسین نیز با ما بود.

ما آمدیم تا به نزدیکی سدّ بیرون شهر،نزدیک به مرکز سلیمانیّه رسیدیم که ناگهان هوا دگرگون شد و ابرهایی سیاه و پرباران ظاهر شد و تگرگ هایی به اندازه گردو و نارنج کوچک بر سرمان می خورد

تا آن جا که چارپایان هلاک شدند و ما نیز یقین کردیم که می میریم و برخی نیز از اصابت  آن تگرگ ها مردند و هـوا نیز به شدّت  سرد شد و دست و پاهایمان مانند چوب خشکیده شد و دیگر نتوانستیم به حرکت ادامه دهیم.

به عمویم حاج عبدالحسین گفتم که به مرکز سلیمانیّه برود و کمک بیاورد ؛امّا او حتّی با بذل مبالغ زیاد،نتوانست کمک بیاورد و یا حتّی خود باز گردد.

مرگ،بال های خودش را بر ما گشوده بود که به امام زمان  علیه السلام،امام زندۀ دوازدهم ،توسّل جستم که در همان حال رگبار و تگرگ ،سیّدی را روی قایقی دیدم که گمان می کردم از اهالی کربلاست.

او می فرمود:((این حاج شیخ علی خودمان است)).

سپس به ما خوشامد گفت و به ما فرمان داد که خانواده را به سوی (قایق)او منتقل کنیم و به سلامت رهیدیم و به سلیمانیّه رسیدیم.

من پس از مدت ها و فریاد رسی و کمک،آن لحظه را به یادآوردم و متوجّه شدم که او که بوده است.

دانشنامه امام مهدی علیه السلام بر پایه قران،حدیث و تاریخ،ج ج5،ص243و244

برکات حضرت ولی عصر(عج)،ص193

شیفتگان حضرت صاحب الزمان علیه السلام در هر جای عالم، دعا برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فراموش نشود.
التماس دعای فرج

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *